تبليغاتX
روزگـار ایمان
تساوی حقوق

 

 

 دیشب که در یکی از پیتزا فروشی های "رشت"، با دوستی ، در حال خوردن شام بودم ،یک نفر با سازش جلوی در آمد و شروع کرد به نواختن . با دیدن و گوش دادن به صدای " آکاردئون" نا خود آگاه به یاد مترو های "پاریس" و صدای " ساکسیفون" که در تمامی دالان های زیرزمینی آن به گوش می رسد ، افتادم .

.

.

.

.

دیشب نفهمیدم شام چه خوردم و کی تمام شد و کی به خانه برگشتم.چون در تمامی لحظات داشتم به این موضوع فکر می کردم که بین من که در "رشت" به صدای "آکاردئون" هنرمندی فقیر گوش می دهم با آن شخصی که در "پاریس" به صدای "ساکسیفون" هنرمند فقیری گوش می دهد ، تفاوت های بسیاری وجود دارد .

اما بین این هنرمند فقیر رشتی و آن هنرمند فقیر پاریسی هیچ فرقی وجود ندارد ...

 

-------------------

پی نوشت :

منظورم از نداشتن فرق اینه که جفتشون فقط به این فکر میکنن که   پولی در بیارن و بتونن باهاش زنده بمونن همین .

وگرنه فکر نمیکنم هیچ فقیری در پی سرمایه گزاری توی بازار بورس یا تجارت فرش ایرانی باشه ...

 

 

1      قــوامــی  | 

قاتل حرفه ای

 

راجع به دختر 25 ساله ای که مرده چی می شه گفت ؟ که زیبا بود و باهوش .که موتزارت و باخ رو دوست داشت .و بیتل هارو ... و من رو ! (اولین دیالوگ فیلم لاو استوری)

چیزایی توی دنیا هست که هیچی در موردش نمیشه گفت . یعنی بهتره که چیزی در موردش گفته نشه . چون هر کلمه ای که دربارش بگیم همین طور ارزشش پایین تر میاد و بهتره فقط وفقط سکوت کرد . درسته خیلی سخته ولی باید سکوت کرد .

ولی نمی کنیم . سکوت ، نمی کنیم . چون همیشه عادت داریم کار آسون رو انجام بدیم . آسون ترین راه همیشه کم آوردنه . سعی می کنیم خودمون رو کنترل کنیم ولی چون سخته و ما ضعیفیم خیلی زود کم میاریم و سکوت رو میشکنیم . به داد میایم . که چرا اینطوری شده ؟ چرا من ؟ آخه این عدالته؟

آره . این عین عدالته . چون این همونیه که ما می خوایم. همونیه که دیشب دیدیم . همونیه که قبل از انجام کار انجامش دادیم .

ما که قبلا انجام دادیم پس چرا حالا ناراحتیم که چرا دختر 25 ساله مرده ؟ ما که دیشب خودمون کشتیمش . ندیدی؟ باور کن دیدی که کشتیش ولی نمی خوای به یاد بیاری .

تو که کشتیش. همه هم میدونن کار تو بوده . پس اگه کسی ازت پرسید فقط سکوت کن . و قبول کن که کار تو بوده. به جای عذاداری تا چهل روز هم ، چهل شب فکر کن که دختر 25 ساله ی بعدی رو نکشم . آخه شاید دیگه دختر 25 ساله ای جلو راهت سبز نشه ها .

اگه هم دوست داری می تونی خود خواه باشی . لااقلش اینه که از بین بد و بدتر ، بد رو انتخاب کردی و خودخواهی هم اینه که اگه خیلی توانت پایینه و هیچ قدرتی برای کنترل خودت و نکشتن اون نداری .... صبر کن و کار بدتر رو که کشتن خودته انجام نده . باور کن این یکی بدتره . اگه کم توانی بکشش واسه این که خودتو نکشی . خودخواه باش واسه این که زندگی ادامه داره . و این تویی که باید ادامش بدی نه اون .

می دونم سخته . می دونم عادت کردی کار آسونه رو انجام بدی چون منم همچین قوی نیستم پس پیشنهاد می کنم (نگفتم توصیه) که : (( بـــکـــشـــش )) . کشتن اون بهتر از خودکشیه عزیزم .

 

-----------------------

پی نوشت :

با نوشتن این چنین متن هایی اصلا قصد نصیحت به شخص خاصی را ندارم . تنها دلیلم این است که هرگاه مطالب وبلاگ را مرور کردم باز هم عقایدم برای خودم مرور شود .

 

1      قــوامــی  |