جفت شیش یک پرتره است با پسزمینه. در حقیقت قصد ما نفوذ داوریمان دربارهی کیمیایی و نقد سینمایی کیمیایی بنا به اعتقاداتمان نبودهاست. بلکه ما کوشیدهایم یک پدیدهی سینمایی را در سه ساحتِ: جهانِ فیلم، جهان فیلمساز، جهان و جامعهای که در آن زندگی میکنیم، به مکالمه وا داریم و به تماشا بگذاریم و سویههای مختلفی از آن ارائه دهیم. (احمدمیراحسان-کارگردان جفتشیش)
این بخش از مجموعه برنامههای "ایران مستند" نیز برگزار شد. 11 مهر ماه سالن خاتمالنبیاءِ رشت. برنامهی آینده 25 مهر ماه است.
در ابتدا "جفت شیش" که مستنی بود در مورد سینمای مسعود کیمیایی اکران شد. به کارگردانی احمدمیراحسان و روبرتصافاریان. فیلم بعد "یهودا" نام داشت به کارگردانیِ مجتبی غلامدوست و در پایان نیز، "چقدر زود دیر میشود" ساختهی حسام حسینی.
پس از اتمام فیلمها نیز آرش یزدانی به عنوان مجری با کارگردانهای مجموعه های تولید شده به بحث و تبادل نظر پرداخت که در این بین به سوالات بینندگان نیز پاسخ دادهشد. البته آقای میراحسان حضور نداشتند و بحث در مورد "جفت شیش" موکول شد به برنامهی بعد.
"یهودا" که برندهی چهار جایزه از جشنوارهی منطقه سینمای جوان در تابستان 87 و جایزهی بهترین نوآوری و استعداد جوان شده است در مورد صنعت چای در شمال کشور است. البته با دیدی متفاوت که کاملا تحسین برانگیز است. گرچه این فیلم از سوی برخی تماشاچیان به پازِلی تشبیه شد که نمیتوان برایش راهِحلی یافت. اما از دید بسیاری از بینندگان فیلمی بود که میشود به مسائل بسیار زیادی تعمیم داده شود.
"چقدر زود دیر میشود" نیز که از جشنوارهی سینمای جوان، در تابستان 87 دیپلم افتخار اخذ کرد، از یک ایدهی کوچک شکل گرفته بود که با تصویر برداری زیبای آرش یزدانی حرفهای زیادی را به بیننده القا کرد.
مجموعه برنامههای ایرانمستند هر دوهفته یک بار در سالن خاتمالانبیاءِ رشت برگزار میشود و هر بار ، چند فیلم کوتاه که اکثرا هم دارندهی جوایزی از جشنوارههای داخلی هستند به نمایش گذاشته میشود.
برگزاری اینچنین برنامههایی که با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد گیلان صورت میگیرد مکان بسیار مناسبی برای فیلمسازان جوان محسوب میشود. همچنین نقد و بررسی که در انتهای فیلمها توسط فیلمسازان و کارشناسان جوان انجام میشود برای علاقهمندان به فیلم وسینما نیز بسیار مفید است.
گرچه هنوز هم کاستی هایی در اجرای مراسم دیده میشود ـ . نظیر عدم حضور پیشکسوتان سینما در بخش کارشناسی، زمان کم اختصاص داده شده به بحث کارشناسی و ... ـ که امیدواریم به زودی برطرف شود.
استفان هاوکینگ: همین الآن هلال ماه به وجود اومد. به وسیلهی محاسبات دقیقی که توی دانشگاه کمبریج انجام دادم به این نتیجه رسیدم.
حاجعمو: من تا هلال ماه رو نبیبنم باور نمیکنم. باید "رویت" کنم!
----------------------------
پینوشت: عیدتان مبارک!
"صدا" و "سیما" دو مقولهی جداییناپذیرند و در صنعتِ فیلم و سریال نقشی اساسی ایفا میکنند. افراط و تفریط در استفاده از یکی (یا صدا و یا سیما) اگر به شکلی حرفهای صورت نگیرد، باعث نازیبایی مجموعههای ارائه شده خواهد شد.
برای مثال فیلمهایی نظیر: "فرش ایرانی" ساختهی جمعی از کارگردانان نامی ایران و یا "سهرنگ،آبی" ساختهی کیشلوفسکی. اگر دیالوگهای (صدا) اینچنین فیلمهایی را جمع کنیم، چند ورقی بیش نخواهد شد، اما با حرفهایگریِ تمام و ایجاد صحنههایی (سیما) بدیع و زیبا، آنچنان بیننده را مجذوب خود میکند که بیننده احساس میکند این صحنهها هستند که در حال ادای دیالوگاند!
البته در ایران برای یافتن فیلم و سریالهای معناگرای خاص، باید بین مجموعههای ارائه شده در ماه رمضان جستجو کرد. اما هرچه بگردیم به نتیجهای نخواهیم رسید. چرا که در تمامیشان هیچ نوآوری دیده نمیشود.
اگر بخواهیم به مجموعههای امسال بپردازیم، تنها چیزی که دیده میشود مسائلی کاملا لوث شده در اجتماع کنونی ماست! که در نهایت نیز، هیچ راهِحلی برایشان ارائه نمیشود.
مرگ، که در تمامی مجموعههای ایرانی حرف اول را میزند. موادمخدر هم که شده نقل هر مجلسی. همچنین مشکلات خانوادگی که هنگام تقسیم ارثیه به وجود میآید و در نهایت نگاهی به برزخ که سیروسمقدم علاقهای خاص بدان دارد.
اگر نگاهی به مجموعهی "روزحسرت" بیاندازید به راحتی درک میکنید که، صداوسیمای ما چقدر در "صدا" پیشرفته است! و همانقدر در "سیما" عقب افتاده.
سیروس مقدم برای بیان حرفهایش به بیننده، از راحتترین راه استفاده میکند و آن بیان چندینبارهی دیالوگ از سوی بازیگران است. چندینبار در قسمتهای مختلف افسانهبایگان (نرجس) دیالوگهایی را با این مضامین ایراد میکند که: این خوابها را افراد شایسته و لایق میبینند، یعنی من اینقدر پاک و شایستهام؟ اما در کارها و رفتار و حسی که میگیرد هیچکدامشان به بیننده القا نمیشود.
یا برای فهماندن اینکه در خواب به برزخ رفتهاست، آیا نیاز به بیان دیالوگهایی طولانی از طرف استادش حاجآقاشهیدی است؟ آیا سیروسمقدم راه مناسبتری برای بیان عقایدش در نظر ندارد که به وسیلهی تصاویر، و نه صدای صرف، صورت گیرد؟
درهرحال تمامی فیلمها و مجموعههای ارائه شده در تلویزیون که ماه رمضان پخش شد، بارِ معنایی خاصی برای بینندگان نداشت، و اگر همین مجموعهها در رادیو پخش میشد فرق چندانی به حال ما نمیکرد.
مسئولین امر باید فکری به حالِ بیسیماییِ سینما بکنند. اگر به همین منوال پیش رویم، نسل مخملبافها، کیارستمیها، حاتمیها، کیمیاییها و... منقرض خواهدشد.
ابتدای راه نمی پرسیدم .
و چـه راحت بودم .
در طول راه می پرسم .
پس چرا دورم از ابتدای راه .
و چه قدر عذاب آور است این دوری .
ایمان قوامی ، مهر 87