
هفتمین همایش چهرههای ماندگار برگزار شد و طی آن هجده نفر از بزرگان عرصههای مختلف نامشان به لیست چهرههای ماندگار افزوده شد.
این همایشِ فوقالآده قابلِ تحسین، که چند سالی است در کشور برگزار میشود، در نظر دارد تا از بزرگان کشور تجلیل به عمل آورد و واقعا هم باید از مسئولین برگزاری این همایش تشکر کرد.
اما سوالی که شاید برای اکثر ایرانیان پیش آید این است که آیا واقعا این چهرهها ماندگارند؟ اصلا، ملاک ماندگاری چیست؟ هیات داوران چه فاکتورهایی را برای ماندگاری یک چهره در نظر میگیرد؟
البته به گفتهی مدیرشبکهیچهارسیما: برای داوری در خصوص تعیین چهره ماندگار از 300 انجمن علمی، دانشگاههای مختلف و فرهنگستانها نظرخواهی شده به طوری که در نهایت شورای داوران براساس الویت بندی افراد به امتیازدهی می پردازند.
ولی باید به این نکته توجه کرد که هیات داورانی که بزرگان سال های دور را مانگدار اعلام کردند چه کسانی بودند و آنها برای ماندگاری، چه فاکتورهایی را در نظر میگرفتند. بزرگانی چون: مولانا، ابوالقاسم فردوسی، ابوریحان بیرونی ، حافظ، عطار،رازی، سعدی، ابوعلیسینا، خواجهنصیرالدینطوسی، جابربنحیان، خیام و...
هیات داورانی که ایشان را ماندگار اعلام کرد "ملت" بود و چقدر هم دقیق این کار را انجام داد. اما هیات داورانی که در این هفت سال چهره هایی را ماندگار اعلام کردند کمتر از یک درصد ملت را تشکیل میدهند و در برخی از موارد انتخابشان برای ملت سوالبرانگیز است! جالب تر اینجاست که در مراسم تجلیل از ایشان، به ماندگاران منتخب خودشان، فرصتی برای ابراز احساسات نمیدهند.
ماندگاری تنها با قرار گرفتن نامِ شخص در این لیست صورت نمیگیرد. برای ماندگار شدن در ذهن و یاد مردم خیلی بیشتر از اینها باید تلاش کرد.
با همهی این تفاصیر باز هم باید از مسئولین تشکر کرد که بالاخره قبل از فوت بزرگانِ علمی، فرهنگی و هنریِ کشور، ازشان تقدیر میشود.
*شکوائیهای به دستاندرکاران همایش چهرههای ماندگار
یک بار با دقت عکس رو ببینید...

توی کل مسیر به فکر این بودم که چرا کارگزاران همچین عکسی رو برای صفحهی اولش انتخاب کرده؟ میتونستن عکسای قشنگتر از جهات بهتری رو انتخاب کنن اما این انتخاب شد. چرا؟
وقتی اومدم خونه و یه بار دیگه به عکس نگاه کردم شوکه شدم. چرا بار اول به این موضوع پی نبردم؟ عکسی از حسن قائدی عکاس حرفه ایِ فارس. هر چقدر که تحسینش کنیم باز هم کمه. هنوزم مبهوت این تبحرم که چه ذهنِ خلاقی داشته این عکاس...
یک سمت کردان در حال نطق در تریبون مجلس و در سمت دیگر سایهای از کردان از همان جهت. به هیچ مسئلهی دیگری کار ندارم نه به کردان و نه به مجلس و نه استیضاح وزیر کشور. فقط و فقط به زیبایی این عکس توجه دارم که برای بار هزارم هم که نگاهش کنم باز هم برام زیبایی داره. هزاران برداشت مختلف میشه از این عکس کرد که همهی این برداشتها زیبایی و حرفهایگری ِ عکاس رو نشون میده. عکاسی که تنها با یک عکس به اندازهی یک رمان چند صد صفحهای با بیننده حرف زد.
دست مریزاد به این همه ذوق و هنر ایرانی.
*بیوگرافی کوتاهی از حسن قائدی، عکاس حرفهای خبرگزاری فارس
(( استاد وارد کلاس میشود. نوتبوکش را روشن میکند و با کابلی عظیم به شبکهی دانشجویان کلاس وصل میشود. دانشجویان نیز سیستمهایشان استندبای است و منتظر دریافت دیتا میباشند. استاد پس از کمی تقلا با سیستمش شروع به سند کردن دیتا به سیستم دانشجویان میکند. دانشجویان بیهنر نیز با علاقهای وصف ناشدنی شروع به سِیو کردن دیتاهای لْود شده بر روی سیستمشان میکنند. اما دیتاهای سیو شده تا پایان ترم به حال خودشان رها میشوند.
در پایان ترم استاد سر جلسهی امتحان حاضر شده و این بار به شبکهی دانشجویان متصل نمیشود و تکتک به هر دانشجو متصل شده و چند کیلو بایت از دیتاهایی که در ابتدای ترم به دانشجو سند کرده بود را تقاضا میکند. اگر دانشجو از سرعت بالایی در سرچ کردن برخوردار باشد و مشکلی برای سیستمش پیش نیاید به راحتی دیتاها را به استاد پس میدهد و به همین راحتی ارتقا میابد.))
چند خطی که در بالا خواندید ترتیب درس دادن و امتحان گرفتن در دانشگاهها و مدارس ما بود. میشود به بیانی دیگر گفت: سیستم آموزشی (چه آموزشوپرورش و چه آموزشِعالی) در کشورمان، که برای آیندهی علمی کشور مشکل آفرین خواهد بود.
در این سیستم استاد در کلاس اطلاعاتی را به دانشجو میدهد(فرض کنید کیبورد) و در پایان ترم نیز همان اطلاعات را از او میخواهد(این را نیز مانیتور فرض کنید).
در این سیستم اگر دانشجو به اطلاعات اندکی که استاد در کلاس به وی عرضه میکند بسنده نکند و خودش به طْرق دیگری فراتر از کلاس پیش رود حتما آیندهی شغلی مناسبی خواهد داشت. حتی اگر نتواند در امتحانات پایان ترم نمرات مطلوب کسب کند اما اگر تنها به دیتاهای داده شدهی استاد اکتفا کند مطمئنا باعث افزایش نرخ بیکاری کشور خواهد شد!
این مطلب را با نگاهی هرچند کوتاه به کلاس های دانشگاهی درک خواهید کرد. کلاس های تئوری همچون ریاضیات و فیزیک که تئوری های صد سال پیش برای هزارمین بار به دانشجو عرضه میشود و جای تعجب دارد دانشجویی که همهی علم را از بر است چرا نمیتواند به توسعهی جهانی علم کمکی کند.
در عوض سری به کلاس های عملی بزنید و ببینید که دانشجویان حتی از پسِ آزمایشات سادهی فیزیکی بر نمیآیند و یا نمیتوانند طرحی ساده از قطعهای صنعتی روی کاغذ بکشند. اوضاع زمانی بد تر میشود که این تئوریها با عمل تلفیق میشود و برای مثال دانشجو باید از آزمایشی فیزیکی همراه با فرمول ها بهره ببرد. اینجاست که سوتی ممتد (همراه با چراغی قرمز و شاید پرچمی سفید) به نشانهی error به گوش میرسد!
جالب اینجاست که با چنین شرایط تدریسی، انتظارات فوق الآده بودن از فارقالتحصیلانمان داریم. بیل گیتس یا استیوجابز برای استخدام کارمندی جدید به تعداد فرمولهای محفوظ در ذهنش هیچ کاری ندارد. آنها تنها به این نکته توجه دارند که این شخص چه کارایی برای شرکتش دارد حال چه در هاروارد درس خوانده باشد و چه در یکی از شعب پیام نور ایران! البته بگذریم از این مسئله که نیمی از دانشجویان ما اصلا نمیتوانند با بیلگیتس یا استیو جابز صحبت کنند... خب حق دارند، چرا دانشجوها بروند انگلیسی (زبانی بیگانه) یاد بگیرند؟ گیتس و جابز و دیگران بیایند فارسی یاد بگیرند!!!
در راستای تحقق این واقعیت که سال نوآوری است، شبکهی چهار سیما، امشب، دست به کار بزرگی زد و در برنامهی گستره سیاست نوآوریِ تاریخیای صورت داد.
در برنامهای که محوریت بحث روی "زن" بود برای اولین بار از یک کارشناس زن در میان چهار مرد بهره جُست. چرا که عادت کرده بودیم به تمامی مسائل جامعه از دید کارشناسان مرد بنگریم حتی مسایل مربوط به زنان و ...
این نوآوری را به مسئولین شبکهی چهار تبریک عرض میکنیم.

دست بردار، از این میکده سربه سری
پای بگذار به اون راهی که فک کنی بهتری . . . که فقط فک کنی بهتری
دست بردار، و برو، ول کن این خم ساغری
ای عشق با تو حرف می زنم، ای رنج مگر آجری