
چه حسی بهتون دست میده وقتی...
بر میگردید و به راه پشت سرتون نگاه میکنید؟به راهی که توی این چند قرنِ کوتاه! سپری کردید؟
چه حسی بهتون دست میده وقتی...
بعضی همراهانتون رو میبینید که عقب موندن؟ البته خیلیام از شما جلوترن. ولی خیلی سخت تره وقتی کسیو میبینید که تا دوروز پیش با شما میومده ولی از حالا عقب مونده....! گرچه به میل خودش رفته عقب.دلیلشو نمیدونم.شاید واسه اینه که تا الآن خودش داشته نمیومده.یا به میل خودش نبوده و می خواد دوباره همهی این راه رو تجربه کنه.امیدوارم موفق بشه...
چه حسی بهتون دست میده وقتی...
کسایی رو میبینید هم قد خودتون! که تازه شروع کردن به پیمودن راهی که شما چند قرن پیش طی کردید؟ حالا اگه واسه خودشون راه برن که هیچ! جالب اینجاس این اطفال میان بهتون فخر میفروشن ...! آخه گلهای بابا، راه شماست. به من چه؟
چه حسی بهتون دست میده وقتی...
نمیتونید کسیو کمک کنید که برسه بهتون؟شایدم بیچاره خودش نمیخواد! شایدم قانون باشه که توی راه هر کس خودش باید گام برداره.با اراده و عقل خودش...!
چه حسی بهتون دست میده وقتی...
به خودتون میاید و میبینید که کلی سال گذشت و داشتید به پشت سر نگاه میکردید. و این همه همراه که ازتون جلو زدن رو فراموش کردید. همراهانی که هرگز به شما فکر نکردن!
چه حسی بهتون دست میده وقتی...
یه دستی از بالای راه میاد و شما رو از راه خارج می کنه و ناگهان صدایی میشنوید که:
(( در این راه اجازه نداری به پشت سر و یا دور دست های روبرو بنگری . در این راه فقط باید خودت باشی و به راه خودت بیاندیشی ای فرزند آدم ! ))