تبليغاتX
روزگـار قــوامــی
ایمان در سیمای محلی گیلان

ایمان در سیمای محلی گیلان

ایمان قوامی در کنار "کلاه فرنگی" رشت

چند هفته ای میشد که قرار بود از شبکه ی باران(شبکه ی استانی گیلان)برای مصاحبه بیان خونمون. تهیه کننده ی  برنامه ی " جوان و تحرک" آقای "کواکب" چندین و چند بار با من تماس گرفته بود اما هر بار به دلیلی من نمی تونستم این مصاحبه رو انجام بدم . یک بار به دلیل مسابقات کشوری کرج ،یک بار به دلیل امتحانات دانشگاه و بار دیگر به دلیل برف . اما دیروز بالاخره ایشون و بقیه ی دست اندر کاران این برنامه موفق  به تهیه ی برنامه ای از زندگی یک جوان موفق گیلانی شدند تا با نشون دادنش به بقیه ی جوانان گیلانی در آنها ایجاد انرژی کنند .جوانی که هم در ورزش (شمشیربازی)موفق هسش و چندین مدال کشوری و قهرمانی استان رو داره و هم در درس موفق بوده و هست.

صبح زود رفته بودم دانشگاه که کارتم رو اعتبار بزنم و به دلیل برگزاری امتحانات ما رو به داخل راه نمی دادند .مجبور شدم تا ساعت 12 دانشگاه بمونم که امتحان تموم شه .حدود یک ساعت هم معطل شدم . از دانشگاه تا کتاب خونه که مرکز شهر هم هست یک ساعت تو ترافیک بودم . کتاب خونه هم کتابی که می خواستم رو گیر آوردم و تا زمانی که برسم خونه ساعت حدود 3 شده بود .

آقای کواکب هم بهم گفته بود ساعت 3 میایم . ولی به دلایلی نا معلوم دیر تر از موعد مقرر رسیدن یعنی ساعت 5 تو این دو ساعت که اونا بیان من با لباس روی مبل خوابیده بودم .مادر که منو میدید می گفت : اینا می خوان بیان از یه جوان موفق فیلم بگیرن این پسر من که معتاده !

اگه هم مثل معتادا باشم اونا باعث شدن اینجوری شم . خوب سر وقت بیاید دیگه .

به هر حال اومدن و برنامشونو تهیه کردن . قرار بود چند صحنه تو پارک هم بگیریم که به دلیل هوای نا مساعد نشد .

رفتیم باشگاه و اونجا هم چند دقیقه از تمرینات و بازیهام فیلم گرفتن و تموم !

فقط نمی دونم روز پخش برنامه چی کار کنم که آب نشم جلوی تلویزیون از خجالت. بس که حین مصاحبه " سوتی " دادم .

اونم چه سوتیای تابلویی.

اصلا نمی فهمیدم چی دارم میگم و اون حرفایی رو که از قبل آماده کرده بودم حتی یک جملشونو نتونستم بگم .

هر وقت هم کمی سطح صحبت کردنم بالا می رفتم کات می دادن و می گفتن : آقای قوامی خیلی کتابی حرف می زنید . نمی خواد .خودمونی تر باشید همونطوری که با دوستاتون هستید.

منم گفتم همیشه اینطوریم حتی با دوستام . بعد که اومدن تو اتاقم و کتاب خونمو دیدن فهمیدن که چرا تمایل داشتم اونطوری صحبت کنم .

در نهایت یه برنامه ای کاملا تکراری از آب در اومد که اصلا مورد پسند خودم نبود .

برنامه ای که 2 سال پیش به عنوان " سبزینه " پخش شد و اونجا هم باهام مصاحبه کرده بودن رو بیشتر پسندیده بودم .

چون اونجا سوزن و قیچی دست خودم بود . از اول تا انتها هر چی خواستم گفتم و آخرشم بای بای. ولی تو این برنامه ی جوان و تحرک خودشون می گفتن که چه سوالی می خوان بپرسن و تقریبا جواب رو هم خودشون می دادن .

من اون وسط چی کاره بودم نفهمیدم . اگه من جوان موفقم که بلدم چی بگم و چجوری خودمو معرفی کنم و برنامه رو پیش ببرم . اگه نه شما می خواید حرف بزنید خوب از خودتون برنامه تهیه کنید . از زندگی خودتون . گرچه فکر نمی کنم تونسته باشن به میم موفقیت رسیده باشن.

گرچه هنوز که پخش نشده شایدم حرفام اونقدرا ضایع نبود .من که اصلا یادم نیست چی گفتم تا بخوام بگم خوب بود یا بد .

پس تا هفته ی بعد که پخش می شه باید صبر کنم .

 

 

2  86/11/02    قــوامــی  |