تبليغاتX
روزگـار ایمان
مثل هیچ کس...

به نابودی کشوندیم تا بدونم ، همه بود و نبود من تو بودی

 بدونم هرچی باشم،بی تو هیچم ، بدونم فرصت بودن تو بودی

  همه دنیا بخواد و تو بگی نه ،نخواد و تو بگی آره ، تمومه

 همین که اول و آخر تو هستی ، به محتاج تو ، محتاجی حرومه

 پریشون چه چیزا که نبودم ، دیگه میخوام پریشون تو باشم

 تویی که زندگیمو آبرومو ، باید هر لحظه مدیون تو باشم

 فقط تو می تونی کاری کنی که، دلم از این همه حسرت جدا شه

 به تنهاییت قسم تنهای تنهام ، اگه دستم تو دست تو نباشه

شاعر:دکتر افشین یداللهی

خواننده: احسان خواجه امیری

---------------------------------------

پی نوشت 1 از خودم : فقط یک روز مونده به 13 تیر. فقط یک روز مونده به ...فقط یک روز... نمیدونم!هیچ وقت نتونستم درک کنم که چرا باید واسه دونستن بعضی چیزا آدما همه چیزارو نابود کنن و چقدر بی انصاف باید بود که همچین کاری کرد... خیلی حرفا! خیلی کارا! خیلی چیزا بیان کردنی نیست. به خدا بیان کردنی نیست. فقط دیدنیه.اونم نه با دو تا چشمی که خدا گذاشته توی "کله" آدما که به هیچ دردی نمیخوره جز گناه! با یه چشم دیگه ست که باید حرف دل آدما رو دید... با یه گوش دیگه باید حرف دل آدما رو شنید...چرا باید هرچی داریم رو از یه صب تا ظهر به نابودی بکشونیم تا بفهمیم که همه بود و نبود کسی هستیم؟چرا؟

پی نوشت 2 از او : تو ماشین بودیم... این آهنگ رو برام گذاشت : ((هرچه دارم از تو دارم ای همه دار و ندارم...))

پی نوشت 3 از احمدرضااحمدی: نازنین من ، می دانی که من و تو بسیار فقیر هستیم، هراسان و تنها از این کوچه به آن خیابان میرویم این وصیت نیست لبخند را دوست دارم ، من بسیار گریسته ام ، سرانجام بته های اطلسی گل میدهد.

 پی نوشت 4 از محمدعلی بهمنی : خورشیدم و شهاب قبولم نمی کند، سیمرغم وعقاب قبولم نمی کند. عریان ترم ز شیشه و مطلوب سنگسار، این شهر بی نقاب قبولم نمی کند.

1      قــوامــی  |